امسال ، نرسیده به عید !!!
پُر از غریبگی شدی !!!
بویِ کلامِ تلخِ ِ تو !!!
شده هوایِ ناخودی !!!
و پس از شش ماه تلاش آلبوم تازه" حسام فریاد " با
(Nimad Music#Publishing) ضبطش به پایان رسید !!!
خستگیمان در رفت !!!
۰۹ مارچ ۲۰۱۰
آلمان
اینجا منم عزیزم
هر ثانیه لبالب
از قصه گریزم
بی چارگی سراسر
از حالِ هست جاری
بی واژه دردجورم
سَرپُر زِ زخم ِ کاری
ایکاش به جا نبودم
وقتی که نیستی تو
از فاصله گواهی
در این دمانِ شب شو
از خشم ، رو مگردان
می دانمت که سیری
از این تبانه روزی
از این بهانه گیری
من عمر ِ سوگوارم
تو بیقرار ِ جشنی
سی سالگی م نزدیک
سی سال بختِ سنگی
ایکاش به جا نبودم
وقتی که نیستی تو
از فاصله گواهی
در این دمانِ شب شو
از خشم که می سرایی
راوی به قتل شعری
گُم بستری ، دق آغوش
تیری به قلب مهری
یادِی شرنگپوشی
راهت به راه دور است
ایکاش که بازخوانی
تو با منم صبور است2
به ساعت 11:40 دقیقه شب
2010/02/13 Hamburg.Germany
بَدوار شرنگپوشم
این جاده تنگو همه رفته ،همه میریم
حتی اینجا هم از همدیگه سبقت میگیریم
شاید جون سالم که به در بُردیم ،رسیدیم
درک کنیم واسه دنده عقب ،ما دیگه پیریم
این زندگی معنای دور روز یا چند تا ساله
دیروزه و امروزه و فردای محاله
باید و نبایدش زیادی هم مهم نیست
خوبی و بدیش نقش به جا مونده حاله
ما یه روز میایم به زندگی ،یه روزی میریم
چی کردیم ؟چی میشه ؟!و همیشه پس می گیریم
این جاده اگه بد و دس اندازه و خاکی
تو باکت نباشه !!!،اگه خوبی ،اگه پاکی
حتی اگه دره هاش مخوف و پیچا تنده
تو راننده این سرنوشت نه یه هلاکی
همواری راهو باید از خودت بپرسی
خوبیت یا بدیت حرفتو میشونه به کُرسی
آینه سواری ِ تو وژدانته هر آن
تو راه و یه همچین جاده ای ،چی سره از کی
ما یه روز میایم به زندگی ،یه روزی میریم
چی کردیم ؟چی میشه ؟!و همیشه پس می گیریم
به ساعت 2:14 دقیقه پس از نیمروز
05 sep 2009
تورنتو ِ همیشه لبریز از نامن
سروده و ملودی با هم جاری شدند
پس از تماشای فیلم "وقتی همه خوابیم "به
کارگردانی پدرخوانده سینمای ایران در میان کارگردانها
آقای بهرام بیضایی
وطن خون می چکه از چشم پاکت
وطن خیسه از این خون جسم خاکت
از اینجا تا خودت میلیون تا آدم
به سوگ لاله هات پرپر ، هلاکت
کدوم دست ندونم کار و بد رنگ
کشیده رو سرت دق سایگی رو
خودم ، شعرام ، صدام ارزونی تو
برام سبز و بلند و تازگی شو
می بینم با چشام که مردم تو
جهانی بودنو آوازه کردن
به رستاخیز خوش رنگ شهامت
در و دیوار شهر و تازه کردن
می فهمم با نگام دنیا با چشماش
به تو ذل می زنه چند روزه هر آن
رو اسم مردمت می چرخه اخبار
که با جون می کنن هر سخت و آسان
از اینجا تا همونجا یی که هستی
بدون آواره هات مجنونتن باز
به عشق مردمانت داغدارن
همون مردم که جون میدن به پرواز
نبینم رای بر حق تبارت
به دست دشمن بیگانه گم شه
تو تا سبزینه فردا می مونی
نمیذاریم یه رای هم از تو کم شه
۱۶/۰۶/۲۰۰۹ تورنتو سبز و سرخ و سفید
بر سوگ تلخ جاری در سرزمینم از ۲۲ تا ...خرداد ۱۳۸۸
انسان به انسانی سرافراز است و دلخوش
ورنه که حیوان صدبرابر باوفاتر
سنجش میان مهر و اُنس است و خِرد هم
شاید جهان آدمی را نِی کند سر
این مایه انسان که بر دیده پدید است
آیا همان والایی بودست بر حیوان ؟!
در این زمانه جان شده ماشین مرگ و
حیوان شده سر سلسله بر مهر انسان
هر رنگ و هر گویش و هر جغرافیایی
شالوده هستی و هستن در جهان است
نه یک زدیگر کم نه آن یک بر دگر بیش
صلحی که باید باشد و نیست در میان است
دستان قدرت از پلیدی خیس وهم است
پینامه اش در خشم و مادام است و انگار
یک آن به اینسان بودنش کاری ندارد
روح شریر و بطن بی اندازه بیمار
یک باره شاید نسل ما از خواب غفلت
بر خیزد و خود را به حیوان دون شمارد
تاریخ جاری از پس هر قرن کهنه
شاید به یادش خون به دفتر ننگارد(۲)
به ساعت ۱:۱۵ دقیقه پس از نیمروز
۳۰ آپریل ۲۰۰۹ میلادی
من امروز در غربت چهارمم ۴ ساله شدم
و درغربت دومم سیزده ساله و تا ۴ ماه و
۸ روز دیگر در غربت نخستم ۱۴ ساله می شوم .
تورنتو ،هماره نگران انسانی انسان
دومین گام برای آلبوم تازه !!!
http://www.radiojavan.com/news/2009/05/12/Hesam-Faryads-Upcoming-Album
اویی که رفت از زنده بادا بی نشان بود
هستش به سقف آسمان سنجاق جان بود
تا پای خاک و مهر و مردم جانفدا شد
گلواژه ایثار و نام قصه ها شد
اما از آن خیل حقیقت بر کف دست
آیا هنوزم مانده ای در این وطن هست؟!
آنها که رفتند جان سپردند و نماندند
شیرازه میهن ز دشمن واستاندند
آیا هنوزم یادشان با دیگران هست؟!
گمنام و بی تن رفته را نام بر زبان هست؟!
هر آنچه بودند و نبودند سرخ و خفتند
یکدم دروغ مصلحت آمیز نگفتند
امروز گر مانده به جا یک از همانان
یا گوشه خانه و یا برتخت عصیان
معلول و تن مصنوعی و جان شیمیایی
مصلوب خون بر بالش و دردبی دوایی
اورا کمک یا یاری و امداد ما هیچ
یک واژه از جنس به یاد آوردنش بس!
به ساعت 11:49
26/04/2009 تورنتو،کانادا
به "نیما کیانمهر" مدیر سایت
ادبی "همتبار " و جان شیرینش
که به یاد رفتگان در راه مردم و
وطن ایثار جان کرده می گرید
بویژه در پاسخ به یکی از مطالب ماه اخیرش
